مرتضى مطهرى
448
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
به نقص و كمال است ؛ اما اينكه خيال كردهايد ماهيت در ذات خودش چنين صلاحيتى را دارد ، نه ، ماهيت قابل تشكيك و قابل اين گونه از تمايز نيست بلكه اين ، شأن وجود است . مسأله تشكيك در وجود كه در فلسفهء ملا صدرا آمده است همين است ؛ يعنى اين مقدارش را از شيخ اشراق استفاده كرده است ولى شيخ اشراق اين نظريه را در ماهيت پياده كرده است و ملا صدرا اين نظريه را در وجود پياده كرده و گفته است در ماهيت چنين چيزى امكانپذير نيست « 1 » . پس : بالنّقص و الكمال فى المهيّه * ايضا يجوز عند الاشراقيّه بعد حاجى براى اينكه بگويد درست است كه ما گفتيم « بالنقص و الكمال فى المهيّه » ولى ما منظورمان از « ماهيت » ماهيتى كه شيخ اشراق مىگويد نيست بلكه مقصودمان « ما به الشىء هو هو » يعنى وجود است و در واقع مىخواهيم حرف شيخ اشراق را در يك جزئش نفى بكنيم مىگويد : كلّ المفاهيم على السّواء * فى نفى تشكيك على الانحاء يعنى تمام مفاهيم و ماهيات در اينكه قابل تشكيك نيستند على السواء هستند ؛ پس اگر تشكيكى هست ما قبول مىكنيم كه هست ولى اين تشكيك در وجود است ؛ بنابراين ما چهار نوع تمايز را كه شيخ اشراق گفته است قبول كرديم با اين اختلاف و اين تفاوت كه او خواسته است تمايز نوع آخر را در ماهيت پياده كند و ما اين را فقط در وجود پياده مىكنيم نه در ماهيت « 2 » .
--> ( 1 ) - در همه جا همين طور است ؟ در هيچ جا تشكيك در ماهيت جايز نيست ؟ استاد : بله در همه جا . اگر در جايى هم مىگويند ، مجازا مىگويند ، يعنى به تبع وجود مىگويند نه مستقلا ، كه در واقع باز وجود است كه تشكيك پذيرفته است و بالمجاز به ماهيت نسبت دادهايم . ( 2 ) . - اين خود از موارد اعتقاد شيخ اشراق به اصالت ماهيت است . استاد : بله ، اين خودش بهترين دليل است بر اينكه او قائل به اصالت وجود نبوده است . از اين جهت است كه ما در همان اوائل ( در باب وحدت حقيقت وجود ) گفتيم كه اينجا به اصطلاح با نوعى توجيه مىگويد : الفهلويّون الوجود عندهم * حقيقة ذات تشكّك تعم زيرا حرف فهلويون را اينها از شيخ اشراق نقل مىكنند ، تا شيخ اشراق هم مدركى نشان نداده است ، همين طور آمده است يك حرفى را گفته است . خود شيخ اشراق وجود را